X
تبلیغات
رقص بادبادکها

رقص بادبادکها

شام غریبان

بی تاب دلی در سینه ام ، دارد هوای کربلا


آبی روان از دیده ام ، دارد هوای نی نوا


افسوس همچون کوفیان ، من نیز خوابم می بَرد


بعدش نوای زینبت ، از جان تابم می بَرَد


سالی دگر رفت و هنوز ، ما حاصلی نگرفته ایم


بازم گمان دارم که ما ، همچون همیشه خفته ام


اینبار من هم تشنه ام ،اما نه بر آب فرات


تشنه به دیدار تو ام ، تشنه به دیدار سقات


اما نه دیداری چنین ، ای ماه روی ِ عالمِین


آقای قران خوان ِ من بر روی نیزه ، یا حسین (علیه السلام )


اما نه دیداری چنان  ، ماهی درون طشت ِ زر


دیدار دختر بچه ای ،کُنج خرابه با پدر


شام غریبان میشود ، افلاک نالان میشود


اولاد فرزند رسول ، چه سنگ باران میشود


گویند که خارج گشته ای از دین ، حسین فاطمه!


اما نمی دانند که دین ، را سر زدند بی واهمه


تو کل دینی یا حسین (علیه السلام ، حبل المتینی یا حسین (علیه السلام)


مولای سر از تن جدا خون بر جبینی ؟ یا حسین (علیه السلام)


شمعی کنم نذر تو ای ، مولای من ، صاحب عزا!


شاید که آرامش دهد ، بر قلب ِنازِ تو خدا 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1391ساعت 18:15  توسط بادبادک  | 

آشتی با خدا

سلام به همه دوستای گلم چه اونا که از قبل 


به این وبلاگ اومدنو چه کسانی که امشب


 قصد دارم دعوتشون کنم 


ما تصمیم داریم شب عاشورا قرآن  کریم رو 


دسته جمعی ختم کنیم به همین خاطر فکر کردیم


 چقدر زیبا میشه که من و تو با این که همدیگه


 رو ندیدیم شب عاشورا با هم یکصدا بشیم 


برای اشتی با کلام خدا .


  از همه دوستان عزیزی که تمایل دارن توی این مراسم شرکت کنند


 خواهش میکنم توی نظرات اسم و ادرس وبلاگ 


یا ایمیلشون رو بذارن و اگر جز خاصی مد نظرشون 


هست اعلام کنن و گر نه تا روز پنجشنبه بهشون 


اعلام میکنیم که چه جزئی رو قرائت بفرمایند 


امیدوارم سایه لطف الهی همیشه بالای سرتون باشه 


با تشکر 


فرود

پ ن :

این روزها هر کدومتون وصل شد  

 برا شفای یه بیمار ام اس  که یکی از دوستان سفارش کرده بودن دعا کنید.

سپاسگذارم از همه دوستانی که محفل نورانی ما رو نورانی تر کردن ارزوی قبولی عبادات و عزاداری های همه عزیزان رو دارم 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1391ساعت 20:1  توسط بادبادک  | 

یا حسین ع

درود بر امام شهیدان  حضرت ابا عبدالله الحسین ( علیه السلام )

و یاران با وفایشان 

باز هم محرم از راه رسید 

تمام کوچه و بازار رخت سیاه بر تن کرده 

و صدای طبل و زنجیر ها باز هم فضا را میشکافد 

سینه های خسته چه پر شور میزبان دستهای عزاداران پر شور میشوند

و در این میان کاش کمی فکر کنیم به فلسفه قیام امام حسین (علیه السلام ) !به اینکه 

چرا این قیام شروع شد و تاثیر اون چی بود ؟

و اینکه چرا این همه پایدار مانده این حادثه ی بزرگ ؟

آیا فقط با عزاداری و گریه ماهم رهرو این امام بزرگوار هستیم ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت 23:7  توسط بادبادک  | 

فقدان عظیم

بیا که صبح بهارم غروب پاییز است

لبم زخنده تهی دل زگریه لبریز است

بهار بود و تو بودی و عشق بود و امید 

بهار و مرگ قناری عجب غم انگیز است


اکنون که دشت لباس سبز پوشیده و گل به گلزار رخ مینماید

خزان پیش دستی میکند و در مجلس رقص شادمانی ِ نسیم

  گل غم در دل ما می کارد

 اندوه دل به که بسپاریم

غمخواری نیست در این وادی .

خوش گفته اند که تنها صداست که میماند

صدای ساز تو بر لوح دل ما نقش بسته

صفای حضورت را هیچ عاشق شیدایی از یاد نخواهد برد

نیک میدانم که تو هرگز نخواهی مرد .

زنده باد یاد استاد گرامی ذوالفنون و تسلیت باد بر جامعه مظلوم هنر ایران

 






+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت 16:53  توسط بادبادک  | 

ماندگار

با شتاب میآیی

آنی نه - کمتر از لحظه ای !

گویا سالها منتظری داشته ای در این دشت شوره زار

کمتر از آنی هم که بمانی

باز هم یادت سالها و قرنها می ماند

 تصویر خیالت از لابه لای دودهای غلیظ سیگارم نیز شفاف و بی سایه است

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 22:47  توسط بادبادک  | 

اندیشه پرواز

 

حرفهای بادبادکی

---------------------------

بر دور خویشتن نتنیده ای پیله

در چه اندیشه ای ؟!

آه

این آرزوی پرواز عقیم خواهد ماند .

من نیز همچون تو میخ کوب این خاکم

در سرم هیچ اندیشه دفع جاذبه زمین نیست

ما هردو پای بر آسمان نخواهیم گذاشت

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1390ساعت 8:20  توسط بادبادک  | 

 

معلم فلسفه یه صندلی گذاشت  و سط کلاس

به دانش آموزانش گفت یه مقاله بنویسید که در اون

ثابت کنید این صندلی درو سط کلاس وجود نداره

د ربین دانش آموزان یکی از اونها فقط دو کلمه نوشت و برگش رو تحویل داد

هنگام تصحیح اوراق توسط معلم اون شاگرد بهترین نمره رو گرفت

می دونید چی نوشته بود ؟

نوشته بود : کدوم صندلی ؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 23:1  توسط بادبادک  | 

ولادت امام علي ع

ولادت با سعادت مولود کعبه و روز پدر بر تمامی مسلمانان جهان مبارک

تبریک ویژه به همه پدرای مهربونی که دستاشون پینه بسته رنج و تلاشه و

 کمرشون خم شده زیر بار ایثارگریه

درود بر همه پدر مادرای دنیا

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 9:6  توسط بادبادک  | 

معلم

هفته معلم بر همه معلمان عزیز گرامی باد

ای معلم نام و هم یادت بخیر

یاد درس آب و بابایت بخیر

درسهای سال اول ساده بود

آب را بابا به سارا داده بود

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود

جمع بودن بود و تفریقی نبود

یاد آن آموزگار ساده پوش

یاد آن گچها که بودش روی دوش

ای دبستانی ترین احساس من

بازگرد و مشق ها را خط بزن

کاش میشد باز کوچک می شدیم

لااقل یک روز کودک می شدیم

تقدیم نوشت

---------

تقدیم به  همه معلم های دنیا مخصوصا معلم کلاس اولم استاد همیالی

 و

 خانم معلم مهربان  سرکار خانم رسولی انسانی  که نماد کامل یک آموزگار است .

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390ساعت 10:0  توسط بادبادک  | 

بهار

ارغوان !

این چه رازی است که هر سال بهار به عزای دل ما می آید

که زمین هر سال از خون پرستو ها رنگین است

اینچنین بر جگر سوختگان داغ بر داغ می افزاید

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت 12:27  توسط بادبادک  |